تبلیغات
ستاره ی ولایت

ستاره ی ولایت
وبلاگی متقاوت  
نظر سنجی
به نظر شما عملکرد وبلاگ چطور است





ابر برچسب ها
لینک های ویژه
|

حتما داستان ها رو بخونید

گنجشک آبادانی

یک گنجیشک آبادانی داشته واسه خودش پرواز میکرده، یهو از دور یک عقاب میبینه. میره جلو، بالهاشو باز میکنه، میگه: هو ولک! بالها رو حال می‌کنی؟! عقابه میگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجیشکه میگه: نه جون ولک، نیگاه کن هیبت بال رو، رنگ پر رو، حال میکنی؟! عقابه میگه: برو بچه به بازیت برس ، من بهت اشاره کنم همه پرهات میریزه. گنجیشکه از رو نمیره، میگه: ههه! ولک پرهای من بریزه؟! نظاره کن قطر بال رو… صفا کن! عقابه شاکی میشه، یک تلنگر میزنه به گنجیشکه، همه پرهاش میریزه تعادلشو از دست میده سقوط میکنه.

همونجور که داشته لخت مادرزاد میافتاده پایین، داد میزنه: هوو ولک!… حال میکنی هیکل رو.


بقیه در ادامه ی مطلب

شماره ناشناس

 

ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟
-بله ،شما؟
-من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .
——-
شماره ناشناس بعدی :
-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ……واقعا که …:(
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو….


بارانه

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،
رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد!
پرسید: واسه چی بارانه؟
دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !؟
یه نفر از ته کلاس داد زد : خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!

میهمان هتل در روز دوم اقامتش از پیشخدمت پرسید: ببخشید ، ممکنه برای من دو عدد تخم مرغ در یک ظرف نیمرو کنید که یکیشون سفت و اون یکی دیگه ش آبکی باشه . یک دونه نون بدید که نصفش سوخته و نصف دیگه اش خمیر باشه . و کره ی کوچکی بیارید که نصفش آب شده و نصف دیگه اش یخ زده باشه ؟

پیشخدمت با تعجب گفت : نه آقا … این غیرممکنه .

میهمان هتل گفت : پس چه طور دیروز که آوردید غیرممکن نبود ؟!

———————————————-

زن بداخلاق : ببین چی میگم ، اگه من بیوفتم توی آب، تو میای منو نجات بدی ؟

شوهر : اگه بگم آره ، می پری؟

———————————————–

خانمی به دوستش گفت :

من شوهری میخوام که سیگار نکشه ، همیشه با من موافق باشه و خیلی باهام حرف بزنه .

دوستش گفت : خب برو برای خودت تلویزون بخر!

——————————————

مردی در سمیناری شرکت کرده بود

سخنران در حال صحبت بود : … بله سیگار عامل مهمی در ایجاد مشکلات بین زوجهاست . زن ها اغلب به این دلیل که شوهرانشان سیگار می کشند از آنها جدا می شوند .

مرد پرسید : دقیقاً چه مقدار باید کشید تا این اتفاق بیفتد ؟!

———————————



[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 02:13 ق.ظ ] [ حامد ذوالفقاری و امیر صابری ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • ابزار هدایت به بالای صفحه